تبلیغات
وبلاگ دانشجویان آبدانان - سرداری در اوج گمنامی....
شنبه 3 آبان 1393  10:01 ق.ظ

سرداری در اوج گمنامی

سردار حاج 'صارم طهماسبی' از پیش قراولان عرصه دفاع و پایمردی ملت ایران در برابر متجاوزان و ایادی استکبار جهانی است که همچنان در اوج گمنامی باقی مانده است. در آسمان انقلاب خون بار ایران اسلامی، ستارگانی به درخشندگی خورشید، به نورافشانی پرداختند و شعاع نورشان سینه سیاه ستم را دریده و قلب تاریک بیدادگران را با خنجر نورانیت نشانه گرفته و خواب آرام اهریمنان را برای همیشه تاریخ پریشان و برای کوخ نشینان ندای (لیس الصبح القریب) را سرداده اند. میدان جهاد فی سبیل الله عرصه امتحانی است که صف مردان و نامردان را از هم جدا کرد و لوح ایثار رزمندگان پاک سیرت را به اعلی علیین رسانید. آری، حاج 'صارم طهماسبی' از تبار جانبازان، آزادگان و ایثارگرانی است که وصف مردانگی هایش را باید از بلندی های جولان ، جرج البراجنه و نبتیه سور لبنان ، پایداری و شکیباییش را از اسارت گاه های رژیم بعث عراق و شجاعت و دشمن ستیزیش را از قلل سر به فلک کشیده کردستان و دشت های داغ و تفتیده خوزستان ایران اسلامی شنید و با جان و دل باور کرد. او با جان خود بازی کرد و در سودایی خدایی، سلامت خود را از کف داد، در بندهای مخوف خداستیزان عفلقی به جرم دوستی با خدا، ضربات کشنده تازیانه حرامیان را تحمل کرد تا مشق آزادگی را یک بار دیگر به آزادگان جهان ارائه کند. صارم طهماسبی سال 1333 در روستای سرابباغ شهرستان آبدانان از توابع استان ایلام دیده به جهان گشود، دوران ابتدایی و راهنمایی را در همان روستا به پایان رساند و برای گذراندن مقطع متوسطه راهی آبدانان ، دهلران و شهرستان اسدآباد استان همدان شد. سال 49 با آشنایی با شهیدان 'محمد منتظری' و 'علی اندرزگو' وارد مبارزات سیاسی بر علیه رژیم ستمشاهی شده و توسط ساواک ایلام شناسایی و دستگیر شد. وی سال 1350 همراه با چند نفر از همراهان و مبارزان انقلابی به لبنان سفر کرد و به مدت پنج سال، ضمن فراگیری فنون و آموزش های رزمی و پارتیزانی و زندگی در شرایط بسیار سخت، در کنار مجاهدان و مبارزان 'جنبش امل' لبنان بر علیه رژیم غاصب اسراییل در سرزمین های اشغالی جنگید و توسط ماموران ارتش اسراییل به شدت مجروح شد که آثار بجای مانده از جراحات آن زمان در پای چپ این مجاهد نستوه همچنان باقی است. طهماسبی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی وارد ایران شد و در یک مرکز چریکی به صورت مخفیانه به ساخت بمب های دستی و آموزش و هدایت تظاهرکنندگان ضد حکومت شاه پرداخت و آنها را تجهیز و تسلیح می کرد. پس از سرنگونی رژیم پهلوی و برپایی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به دستور و همراه شهید 'محمد منتظری' با یک فروند هواپیمایی نظامی برای تکمیل ماموریت ها و فراگیری آموزش های پیشرفته دوباره راهی لبنان و شهرهای (سور، صیدا، نبتیه و جرج البراجنه ) شد و پس از گذشت یک سال و نیم به کشور بازگشت و با هماهنگی و دستور شهید 'مصطفی چمران' در جبهه میانی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (استان ایلام ) مشغول نبر جانانه با متجاوزان بعثی گردید. در این مدت همزمان با آموزش نیروهای مردمی و هدایت و تدارک جبهه های جنگ، گزارش های لازم را به سپاه مرکز منتقل می کرد. ای کاش می شد شهید مصطفی چمران ، شهید مظفر ، شهید محمدحسن جهان شناس و شادروان مرحوم سید علی اکبر ابوترابی را یکبار دیگر دید، تا قصه شیرین جانبازی حاج صارم طهماسبی در لبنان و داستان مقاومتش در اردوگاه های عراق را از زبان ملکوتی آن یاران سفر کرده بدرستی شنید و به کنه وجود این یادگار ماندگار دفاع مقدس پی برد. سردار طهماسبی در مسوولیت های مختلف عملیاتی ، شناسایی ، رزمی و فرماندهی یگان های پیاده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان ایلام خدمات شایانی به اسلام و انقلاب ارائه کرد و در سیزدهم آبان ماه سال 1363 هنگام ماموریت شناسایی در منطقه 'سرخر' مهران از سوی گروه معروف به 'گوش برها' به اسارت درآمد و پس از 50 ماه اسارت به آغوش ایران اسلامی بازگشت. این آزاده و جانباز سرافراز میادین نبرد حق علیه باطل دارای شش فرزند است که همگی جزء نخبگان علمی بوده و در مدارج مختلف تحصیلی مشغول ارائه خدمت به جامعه هستند. حاج صارم طهماسبی دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد علوم سیاسی است و سوابق درخشانی در تدریس و تفسیر قرآن و نهج البلاغه دارد. اما افسوس که اکنون این شیر بیشه شجاعت ، با بدنی رنجور و عزمی همچنان راسخ در بستر بیماری ناشی از آسیب های جنگ تحمیلی با 70 درصد جانبازی و 50 ماه اسارت در گوشه منزل محقر و اما با صفای خود آرمیده است و با ناملایمات روحی و جسمی روزگار پیکار می کند. این رزمنده دلاور که زمانی غرش مسلسل هایش ، قلب کثیف صدامیان را نشانه می گرفت و در برهه ای دیگر، زبان حقگویش مزاج نازک مدیران و صدرنشینان بی تحمل را آزار می داد، حالا با دلی مملو از عشق به خدا، در منزل شخصی خویش روز را با قرآن و نهج البلاغه سپری و شب را هم با راز و نیاز با خالق یکتا به روز می رساند. رنج مریضی را متحمل و به رضای قادر متعال راضی و به قضای دادار دادگر نیز معتقد و معترف است و حاصل نه این ابیات را به جامعه و متولیان اجرایی آن تلقین می کند.

 بگو با عاشقان هر کس وصال یار می خواهد.

 میسر هست ، اما زحمت بسیار می خواهد.

 چو روی زرد و اشک سرخ و آه آتشینت نیست .

مگو از عاشقانم ، عاشقی آثار می خواهد .

طمع داری در آیی در صف رندان و زین غافل.؟

 که مست از باده منصور گشتن، دار می خواهد؟

 ز دنیا و ز عقبی هر دو باید چشم پوشیدن .

هر آنکس در محبت، لذت دیدار می خواهد .

مگر در خواب بینی روی جانان را که این دولت.

 دل بیدار بیش از دیده بیدار می خواهد :

گزارش از سید'حرمت الله موسوی مقدم'

 


  • آخرین ویرایش:شنبه 3 آبان 1393
نظرات()   
   
شنبه 24 آبان 1393 11:58 ب.ظ
آقای طهماسبی یه مرد بزرگه..افسوس برای ما که زنده بودنشو قدر نمیدونیم
مهتاب
یکشنبه 11 آبان 1393 08:46 ب.ظ
به وب منم سربزن خوشحال میشم
دهلرانی
دوشنبه 5 آبان 1393 11:37 ق.ظ
نمیرد سرداربزرگ کرد آبدانان درود براو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.